اخبار و رودیدادها
تابستانی که گذراندیم...
خلاصه :
.
پایگاه تابستانی 95، بهترین فرصت برای باور این رویش بود...
- فضای نورانی قران دلها را جلا میداد، بچهها با مفهوم آیاتی از قران با زبان ساده آشنا شدند.
- در فضای سبز باغبانی، تکثیر گیاهان و رویش گلها، جانی تازه در وجود هر بینندهای میآورد و گلدانهایی که با دستها و هنر کوچک بچهها با کمک مربیانشان، رنگارنگ میشد تا زیبایی گیاهانش را دو چندان کند.
- بوی خوش غذاهای خوشمزه و رنگارنگ بهانهای میشد تا همه سری به آشپزخانه مدرسه بزنند. دیدن دختران کوشا و آشپز، شوق دختر بودن را در وجودشان زنده میکرد.
- صدای شمارش عددهای کره ای ما را کنجکاو میکرد که آنجا چه خبر است؟!
آنجا در فضای آسمانی تزکیه، جایی که فضای سبزش، روحیه همه را تازه میکرد، دخترانمان با لباس سفید یکدست، به تمرین ورزش تکواندو میپرداختند. ورزشی که مشکلات عضلههای ضعیف پا را برطرف میکند. و با ترکیب کلاسهای مهارت دستی و زندگی، میتواند روحیهی قوی و خود باوری را به دخترانمان هدیه دهد.
- قطار کلاس اول، از ریل سرسبز تابستان آرام میگذشت و صدای یا ضامن آهو دل هر شنوندهای را روانه مشهد و حرم با صفای امام رئوف میکرد و ما را به سوی صدای کلاس سرود و نوای دلنشین بچههای دل پاکمان میکشاند و با آنها همنوا میکرد
- آموختن مهارتهای دستی و مهارتهای زندگی پلهای دیگر در رویش و تجلی هنرهای دختران عزیزمان بود، دست سازههای زیبا و رنگی، با انواع وسایل، از چوب و نمد و کاغذ گرفته تا ساخت سازههایی از دورریختنیها، در فضای تابستانی دبستان چشم نوازی میکردند، آنها با بکارگیری نعمت دست و چشم، و تمرکز بر روی کار مجموعهای از کارهای زیبا را خلق میکردند که در طول زندگیشان وسیله نشاط وخودباوری در خانواده و دست توانمندی برای کشورشان خواهد بود.
و در جمعی دیگر داستانهایی که به ذهن زیبای بچههای کلاس مینشست و نگاشته میشد.
- زبان را در راستای افزایش مهارت کلامی بکار گرفتند تا در آینده ای نه چندان دور بتوانند فرهنگ غنی خود را به جهانیان منتقل کند.
