فرهنگی
امّالأئمة، امّالامّة
خلاصه :
آجرك الله يا مولاي يا صاحب الزّمان في مصيبة اُمّك الزهراءالسّلام عليك يا مولاتي يا فاطمة الزّهراء
السّلام علیك ایّتها الصّدیقة الشّهیدة
با باغِبان بگو كه گلش را خزان بچيد
پشتِ فلک چو قامتِ مادر دگر خميد
ديوار، كوچه، در به غمش گريه میكند
هفت آسمان به روضهٔ او مويه میكند
میخواست او نظر بكند ماهْ پاره را
دست حسن بديد چو آن گوشواره را
پهلوشكسته بود و سرش را ببسته بود
مظلومه بود و از غم ايّام خسته بود
دُرّ ِ پيمبر است که یاقوتْفام شد
خونابهاش به آب روان همکلام شد
گفتا حسن! بنفشهٔ رویم نهان نما
روزی به تشت، لالهٔ گلگون عیان نما
پنهان نموده زخم دگر پس حسین او
سر نیزه خورده در غم او نور عین او
یاس کبود چون برِ احمد رسیده است
حزن علی به غایت سرمد رسیده است
خیبرشکن فتاده ز پا! روضه این بس است
نامش بوَد امینِ خدا! روضه این بس است
اشک زمین ز چشمهٔ چاه است جلوهگر
مولا غمش به چاه سپارد کنون دگر
شهادت جانسوز امّابیها، امّالأئمة، امّالامّة، محور حدیث کسا، حضرت صدیقهٔ شهیده، فاطمهٔ زهرا سلاماللهعلیها را به محضر پیامبر خاتم، وجود مقدس امیرالمؤمنین ، حضرت خدیجهٔ کبری و همهٔ حضرات معصومین علیهمصلواتالله و تمام محبین حضرتش، مخصوصاً شما بزرگواران تسلیت عرض میکنیم.
